تبلیغات
بیراهه - خودفروشی، راهی برای تأمین هزینه های دانشگاهی در غرب
صفحه اول تماس با ما RSS                     قالب وبلاگ
  
بیراهه
پاشنه آشیل غرب افشاگری است

به گزارش رویداد؛سارا سلتزر، یکی از سردبیران آلترنت و از نویسندگان "آر.اچ. رئالیتی چک" و نیز نویسنده ی آزاد ساکن نیویورک، درباره ی پیامدهای ریز و درشت بحران اقتصادی دامن گیری که چند سالی است بر بیشتر اقتصادهای غربی به ویژه آمریکا سایه انداخته، مطالبی نوشته است. یکی از پی آمد هایی که در اکثر مطالب بر آن تأکید می شود، گسترش فقر در اقشار طبقه ی متوسط این کشورها است؛ پدیده ای که یکی از نمونه های آن را در شورش خیابانی اخیر در انگلیس می توان مشاهده کرد.

با فرا رسیدن هر دوران رکودی، داستان های مربوط به دانشجویانی که به برهنه نمایی و خدمات دهی جنسی به مردان بزرگ تر از خود در ازای دریافت پول برای پرداخت هزینه ی تحصیل و وام های دانشجویی شان روی می آورند، در رسانه ها و فرهنگ عامه افزایش می یابد.

امروزه روزگار برای دانشجویان از هر زمان دیگری دشوارتر شده است. در طول مذاکرات بر سر سقف بدهی ها، کمک های تحصیلی فدرال نیز در معرض تهدید قرار گرفته است و این امر در حالی است که وام های دانشجویی، رشدی روز افزون داشته و مدرک کارشناسی که زمانی با ارزش بود، دیگر به راحتی یک تضمین قابل اتکا نیست. همان طور که سارا جاف به تازگی گزارش کرده، آموزش عالی به حبابی در شرف ترکیدن تبدیل شده است که در صورت وقوع، سبب می شود دانشجویان در مخمصه های وحشت انگیز بدهکاری و بی کاری رها شوند.

در مطالعه ای که در سال 2010 در انگلیس انجام شد، معلوم گردید تعداد زیادی از دانشجویان برای پراخت هزینه های رو به رشدی که به عناصر ذاتی تحصیلات عالی تبدیل شده اند، این قبیل مشاغل را یکی از گزینه های پیش رویشان قلمداد می کنند.

مک مک للاند روزنامه نگار، از تجربه ی خود برای نفوذ به قلمرو ی شوگر ددی آن لاین در سال 2008 نوشته است. در آن زمان، او در این کار تنها نبود: "کاملاً روشن بود که من تنها کسی نیستم که وارد این حوزه شده ام. هر بار وارد یکی از این سایت ها می شدم، می دیدم حدود دو هزار نفر دیگر نیز در سایت حضور داشتند. یک سایت دیگر که شعار تبلیغاتی اش، "محل برقراری روابطی با مزایای دوجانبه" بود، صد هزار کاربر داشت. سایت دیگری که شعار آن "مکانی که افراد با کلاس، جذاب و متنفذ می توانند با یکدیگر ملاقات کنند" بود، دویست هزار کاربر داشت". راث روزن، تاریخ نگار و نویسنده ی کتابی در زمینه ی روسپی گری می گوید: "وب سایت ها این کارها را بسیار راحت انجام می دهند؛ چون لازم نیست شما از زبان رمزی استفاده کنید".

داستان سه سال پیش مک للاند تأیید کننده ی مطلب اخیر آماندا ام. فربنکس در هافینگتون پست است که عمدتاً بر همان سایتی تمرکز دارد که زمانی مک للاند گزارش داده بود صد هزار عضو دارد. هم اکنون تعداد اعضای این سایت به هشت صد هزار تن رسیده است. گزارش فربنکس تنها به مزایای مالی ای که زنان جوان می توانند از یک قرار به دست بیاورند نمی پردازد، بلکه به این نکته اشاره می کند که این پرونده تا چه اندازه در این تباهی نقش دارد. فربنکس به ماجرای زن جوانی به نام تیلور می پردازد که در روزگار درماندگی، به چنین راه هایی روی می آورد.

"تیلور و هم اتاقی هایش که با شهریه ی معوقه ای در حدود پانزده هزار دلار رو به رو هستند، کلمات "شهریه"، "وام" و "پول برای هزینه ی کالج" را در "گوگل" تایپ می کنند. اولین نتیجه، یک وب سایت در حوزه ی آشنایی زن و مرد است که روی صفحه ظاهر می شود. تیلور که نوشته "شوگر ددی برای پرداخت هزینه ی کالج"، توجه او را به خود جلب کرده است؛ پس یک حساب "شوگر بیبی" ایجاد کرده و به تدریج با مردی به نام گرینویچ تماس برقرار می کند.

دانشجویان و دانش آموختگان فعلی کالج ها زیر بار انبوه بدهی در اقتصادی مملو از بی کاری و گرفتاری، خود را برای گرفتن یک مدرک تحصیلی می فروشند. به گفته ی مالکان وب سایت هایی که کارگزار این تور کردن ها هستند، تعداد فزاینده ای در جست و جوی خواستگاران اینترنتی یا حامیان ثروتمند وارد این شبکه شده اند تا در ازای خدمات دهی جنسی، همدمی یا هر دو، پول لازم برای پرداخت هزینه هایشان را به دست آورند".

فربنکس گزارش می دهد در این سایت ها بر روی تعداد "در حال انفجاری" از دانشجویان که برای عضویت در آن ها نام نویسی می کنند، سرمایه گذاری می شود. سایت هایی که در حساب هایشان علامت "کالج" نقش می بندد، آن ها را به رایگان روزآمد می کنند. این وضعیت با واقعیت های اقتصادی موجود مطابقت دارد: دانشجویانی که وام های سنگینی دریافت می کنند، این کار را به امید به دست آوردن مشاغلی با دست مزدهای بالا انجام می دهند، در حالی که شاهدند هر چه می گذرد، این مشاغل، بیشتر از بین می روند. از نظر اعضای مرد سالمندتر این سایت ها، شانس به تور انداختن زنان جوان و تحصیل کرده بیشتر است و به پولی که برای آن ها می پردازند، می ارزد.

این واقعیت را نمی توان انکار کرد که "تعداد فزاینده ای" در دوران بحران اقتصادی، در حال روی آوردن به این سایت ها هستند. واقعیت این است که ده ها داستان در مورد زنان ثبت نام کرده در این سایت ها وجود دارد؛ به ویژه زنانی که برای گذران روزگار دشوار اقتصادی، بدنشان را برهنه می کنند یا می فروشند و این داستان ها به نسبت حکایت افرادی که بختشان آن ها را به این مسیر کشانده است، توجه بیشتری را به خود جلب می کند.

در سال 2003، سی.ان.ان درباره ی کلوپ های برهنه نمایی که "بدن دانشجویان را به کار می گیرند" مطلبی نوشت. دخترانی که شهریه های سنگین، آن ها را به رقصندگان برهنه نمایی تبدیل کرده است، در مدرسه همواره معدل بالایی داشته اند.

در سال 2005، مطلبی با موضوع مشابه در "20/20" به چشم می خورد که نشان می دهد دانشجویان دختر انگلیسی به روسپی گری روی می آوردند. در ایرلند نیز شاهد همین اتفاق هستیم.

تصویر دانشجوی سخت کوشی که برای پرداخت هزینه های خود به خدمات دهی برهنه نمایی یا جنسی روی می آورد، به تصویری معمول در فیلم ها و ترانه ها تبدیل شده است، به ویژه اگر این دانشجو، دختر و جوان نیز باشد و وضعیت او با هنجارهای جنسیتی سازگاری داشته باشد.

تصویر مذکور با چندین کلیشه ی فراگیر در فرهنگ ما سخن می گوید: دختر مدرسه ای های ناجور و بدکاره هایی که قلبی طلایی دارند. هر دوی این کلیشه ها به طریقی با دوگانه ی باکره و روسپی در هم می آمیزند که در چار چوبی زن ستیزانه، خوشایند می گردد. حتی کلیشه ی طلایاب نیز در این داستان ها، به ویژه داستان های شوگر ددی نهفته است.

این واقعیت که مردان نیز ممکن است برای برآوردن نیازهای تحصیلی شان در سناریوهای خدمات دهی جنسی مشابهی درگیر شوند، در این روایت های غالب، نادیده گرفته می شود.

برای به تصویر کشیدن یک طبقه ی بسیار برخوردار و یک شکاف درآمد، راهی بهتر از نشان دادن گرایش جوانان درمانده از تأمین نیازهای تحصیلی خود و شیوه ی زندگی همراه با ریخت و پاش مردانی که برای یافتن "همدم" پول خرج می کنند، وجود ندارد. تفاوت بین غرق شدن و شنا کردن یک گروه، به بزرگی جیب آن ها بر می گردد. این تصویری روشن و گیرا از نابرابی است، به ویژه با توجه به این واقعیت که این نابرابری با مجازهای یاد شده شکل می گیرد.

در آمریکا نیز این داستان با به اصطلاح "اخلاقیات" آمریکایی، یعنی پا گذاشتن بر سر دیگری برای رسیدن به رؤیای آمریکایی، سازگاری دارد. زنی که به سکس روی می آورد، داستانی است که با اخلاقیات آمریکایی تناسب دارد و مردم بدون آن که متوجه ی این حقیقت باشند که چگونه به این انحطاط رسیده اند، به زندگی خود ادامه می دهند.

جوانا چیو، نویسنده ی مطالعه ی سال 2010 در انگلیس با چندین دانشجو در کانادا گفت و گو کرده است. این دانشجویان برای پرداخت هزینه ی تحصیلی خود، به خدمات دهی جنسی روی آورده بودند. جوانا چیو اطلاعاتی را درباره ی ایمنی در این مقوله ارائه می دهد که با کمال تأسف در بیشتر روایت های غالب در خصوص این موضوع، حضور ندارند. مطلب هافینگتون پست به این نکته اشاره دارد که زنان جوان پیام هایی را برای یکدیگر فرستاده و یا به یکدیگر اطلاع می دهند که کدام یک از مکان هایی که به آن جا می روند، امن هستند.

در قالب مراقبت های امنیتی، دانشجو فقط قبول می کند تا بعد از گذراندن یک روند آشنایی، از طریق نمایشگر تلفن با مشتریان کار کند؛ با آن ها در ساعات دیروقت شب قرار نمی گذارد و مطمئن می شود که هم اتاقی هایش از کاری که او انجام می دهد، مطلع هستند و همین چیزها را به داشجویان دیگری که این کار را انجام می دهند، توصیه می کند. ریکتز می گوید دانشجویانی که به خدمات دهی جنسی فکر می کنند، باید مسئله ی ایمنی خود را بسیار جدی بگیرند.

علاوه بر امکان آزار و اذیت جنسی، بزرگ ترین دغدغه ی دانشجویان در مورد خدمات دهی جنسی، حتی مدت ها بعد از کنار گذاشتن این کار، رو به رو شدن یا بی آبرویی اجتماعی و اقدامات احتیاطی دیگر است. اودوئتری نیز هشدار می دهد اگر دانشجویان قصد ورود به این حوزه را دارند، هرگز هویت واقعی شان را فاش نکنند.

با توجه به آن که این داستان ها هم بر واقعیت و هم بر افسانه پردازی مبتنی است، این قبیل نگرانی ها و راهبردهای ایمنی برای خروج از موقعیت هایی که به طور بالقوه خطرناک یا آزارنده هستند، حیاتی به نظر می رسد.




برچسب ها: أانشجو، دانشجو، دختران دانشجو، دختران غربی، دانشجویان غربی، خودفروشی،
درباره وبلاگ
صدای اضمحلال لیبرال دموکراسی غرب به گوش می رسد.
در جستجوی واقعیات دنیای غرب...
آخرین مطالب

Online User
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوند ها
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :